تبليغاتX
حرفهــــــــایی که نگفتم


حرفهــــــــایی که نگفتم

مینویسم از تمام غم هایم .. از تمام تنهاییم .. از تمام اشک هایم ..!!

من بودم ، تو و یک عالمه حرف

و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد !

کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی ، یک آه چقدر وزن دارد




عصاره ی تمام مهربانی ها را می گیرم

و از آن فرشته ای می سازم همچون “خودت”




در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟

مثل آرامش بعد از یک غم ، مثل پیدا شدن یک لبخند

مثل بوی نم بعد از باران ، در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟

من به آن محتاجم !




گلوی آدم را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود ، دلتنگی هایی که جایشان نه در دل که در گلوی آدم است ، دلتنگی هایی که میتوانند آدم را خفه کنند



در رویاهایت جایی برایم باز کن ، جایی که عشق را بشود مثل بازی های کودکی باور کرد ، خسته شدم از بی جایی !



دوریت زمستانی دیگر است ، کمتر از من دور شو ، باز سرما خورده ام



خداوندا دوستانی دارم که روزگار ، فرصت دیدارشان را کمتر نصیبم میگرداند ، اما تو خود میدانی که یادشان در دلم جاوید است ، دوستانی که رسمشان معرفت ، کردارشان جلای روی و یادشان صفای دل است ، پس آنگاه که دست نیاز سوی تو بر می آورند ، پر کن دستشان را از آنچه که در مرام خدایی توست

آمین...

دوستون داریم

نوشته شده در دوشنبه 1391/03/01ساعت 9:17 بعد از ظهر توسط پویــــــــا | |

8jcd9yzc8lv6clbxcigx.jpeg

خدایا خسته گردم خلاصم کن
پر از رنج و غم و دردم رهایم کن


6ia6qa6w731pzga836de.jpg

من از این نشعه بیزارم خداوندا
بیا آغوش پاکت را از آنم کن


avu9sj8wxx80p0qbaaah.jpg

از این درد و از این تنهایی و دیوار
از این بد نامی و روح و تن بیمار


h5lzm5bnsxgg93mssx7q.jpg

از این افیون بی درمون لاکردار
خداوندا خلاصم کن از این آوار


49qun6iqwr2y7zjnic3x.jpg

منم چون سایه ای در یک شب مهتاب
که افتاده ز نیزاری به یک مرداب


93gomheg48nsf2qssxd.jpg

منم چون نی پر از ناله پر از فریاد
خداوندا خلاصم کن از این بیداد

cnn3fpp0ymgzad941upn.jpg


خیلی وقته به این وبلاگ نرسیدم
اما سعی میکنم
هروز یه آپ بذارم
ممنونم از ابراز علاقه ی همه ی دوستان گلم
اونایی که نظر خصوصی دادن و ...
ممنونم از همتون
نوشته شده در دوشنبه 1391/03/01ساعت 0:48 قبل از ظهر توسط پویــــــــا | |

سلام

سلامي به زيبايي روياهايي كه بهم ميبافم

اميدوارم حال تك تك شما دوستانم خوب باشه

ميدونم كه خيلي وقته كه به اين وبلاگ سر نميزنم و گرد و خاك دلم اونقدر شده كه حتي با يك دنيا خونه تكوني و نوشتن فكر نميكنم تموم بشه

اين روزا كار دلم شده از غم نوشتن 

اين روزا كار تموم عاشقا شكستنه

حرفاي قلب آدما نرفتن و نرفتنه

هر كي ميبينم اين روزا داره ناله ميكنه

اشكاش و از سر غم روي گونه هاش رها ميكنه

نميدونم چي بگم

اما دلم پر از غمه درد اين روزاي من

.....


نوشته شده در سه شنبه 1390/07/26ساعت 12:22 بعد از ظهر توسط پویــــــــا | |

امروز فقط و فقط یک شعر مینویسم

شاید بیان تمام حرفهایم باشد

و شاید گویای یک لحظه اش و گوشه ی احساسم




باور نکن تنهاییت را

من در تو پنهانم تو در من !!

از من بمن نزدیک تر تو

از تو به تو نزدیک تر من

باور نکن تنهاییت را

تا یک دل و یک درد داری

تا در عبور از کوچه ی عشق

بر دوش هم سر میذاریم

دل تاب تنهایی ندارد

باور نکن تنهاییت را

هر جای این دنیا که باشی

من با توام تنهای تنها

من با توام هرجا که هستی

حتی اگر باهم نباشیم

حتی اگر یک لحظه یک روز

باهم در این عالم نباشیم

این خانه را بگذار و بگذر

با من بیا تا کعبه ی دل

باور نکن تنهایی را

من با توام منزل به منزل 


دوستت دارم همیشه نازنینم !

نوشته شده در یکشنبه 1390/02/11ساعت 11:35 بعد از ظهر توسط پویــــــــا | |

خیلی وقت بود  نمیتونستم بنویسم ، یعنی حسش نبود

یه جورایی حوصله اش رو نداشتم

اصولا اگه آپی بود کپی پست بود ، ولی امروز دلم خواست یه شعر از خودم بنویسم ! ا


بـــد جوری دلم گرفته !         بازم هوای گریه دارم

تو حجم بی کسی هام        یه عالمه غصه دارم

     بد جوری دلم گرفته             واژه ها کمآ واسه من

  من که کلی غصه دارم         همیشه سرم رو روی

دوش بیکسی میذارم          غربت و غصه و ماتم

            شده خلاصه ی دل من       روزگار شده از خودت بپرسی 

چرا لجی با روزگارم             بد جوری دلم گرفته !

این و شعرم داره میگه ؟      دیگه کم اورم امروز

کاش بمیرم اونکه نیومد        اونکه حتی وقتی هست

بودنش کنار من نیست        اونکه حتی تو دلش  

          واسه من یه ذره جا نیست    کاش میشد یه جای کوچیک

اما ابدی داشته باشم         میدونم خیلی زیاده


           یه جا واسه خوده خودم !       اما حیف این جوریا نیست !

    روزگار دیگه تموم کن             آقا تسلیم کم آوردم !

   اخه چه جوری بگم من ؟        واسه اون میمیرم !؟

          تا میگم واست میمیرم           میخنده و میگه میدونم !!

دلم از خودم گرفته !             دلم از تموم دنیا

  اخه هیچ جا توی دنیا            حتی هیچ جا تو کتابا

           اینطوریش و ندیده بودم          ای خدا من اون میخوام !

     چه جوری بگم اسیرم ؟         موندم از کجا برم من !

       تا کجایی که شاید            یه ساعتی اون رو ببینم !

 دیگه بسمه حسرت !             این دفعه ته خطم

                                                      یا اینکه اون و میبینم                                                     

                                                        یا واسش میمیرم !

شعر از پویــــــــــــا افشـــــــــــــــــــــــــــار

نوشته شده در شنبه 1390/01/20ساعت 11:30 بعد از ظهر توسط پویــــــــا | |

دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من
گر از قفس گریزم کجا روم، کجا من؟

کجا روم که راهی به گلشنی ندانم
که دیده برگشودم به کنج تنگنا من

نه بسته‌ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تخته‌پاره بر موج، رها، رها، رها من

ز من هر آنکه او دور ، چو دل به سینه نزدیک
به من هر آن که نزدیک، ازو جدا، جدا من!

نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من

ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زنده‌ام چرا من؟

ستاره‌ها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من

نوشته شده در جمعه 1390/01/19ساعت 10:2 بعد از ظهر توسط پویــــــــا | |

 می خواهم پیش از تو بمیرم

 آیا آن که بعد می میرد

                                       آنرا که پیشتر مرده

                                       خواهد یافت ؟

 پس برای اطمینان همیشه با تو بودن کاری می کنم

 می خواهم که بعد از مرگم مرا بسوزانند

 خاکسترم را در ظرفی بریزند

                                       بر طاقچه ی اتاق تو

 آن ظرف را

 از شیشه ای شفاف کن

 تا درونم را ببینی

 می بینی فداکاریم را ؟

 از خاک شدن دست می کشم

 از گـُل شدن دست می کشم

                                       تا کنار تو باشم

 خاکستر می شوم

 تا با تو زندگی کنم

 آنگاه وقتی تو هم مُردی

 می توانی درون شیشه بیائی

 تا آنجا با هم زندگی کنیم

                                    خاکستر تو ، خاکستر من

 تا اینکه عروسی حواس پرت

 و شاید نوه ای بازیگوش

 بیرونمان بیاندازد

 اما دیگر چنان درهم شده ایم

 که حتی اگر ذره ای از ما بردارند

 اتم به اتم پیش هم نشسته ایم

 با هم به روی زمین پخش می شویم

 روزی اگر نَمی  بر گیریم

 حتماً دو شکوفه خواهیم شد

 یکی تو

            یکی من

                        دوستت دارم

                        ...   

       

متن از شهاب تیبا           

نوشته شده در سه شنبه 1390/01/16ساعت 11:10 بعد از ظهر توسط پویــــــــا | |

                     http://sabokballl.persiangig.com/image/norouz13.jpg

سال نو به تموم دوستان گلم مبارک باشه

امیدوارم سال خوبی داشته باشید و بهترین رو براتون ارزو میکنم

به امید قشنگ ترین و بهترینها برای شما دوستان گلم  



بهار یک نقطه دارد نقطه آغاز

بهار زندگیتان بی انتها باد

سال نو مبارکhttp://nahidkhanomi.persiangig.com/image/eid%20(2).bmp

سبزه را با یاد روی سبزه ات
سمنو به یاد شیرینی لبخندت
سایه دانه به رنگ چشم هایت
سرکه با یاد ترشی مهربانیت
سیب با یاد تردیه گونه هایت
سکه با یاد درخشش قلبت
سیر با یاد تندی کلامت
با همه خوبی ها و بدی هایت ... دوستت دارم
http://www.img4up.com/up2/01157196145596.jpg







بوی باران  ; بوی سبزه ;  بوی خاک

شاخه های شسته ;  باران خورده ; پاک

آسمان آبی و ابر سفید ,  برگهای سبز بید

عطر نرگس ,  رقص باد           نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست  

نرم نرمک می رسد اینک بهار

http://bebin.ir/album/wp-content/gallery/7/norouz.jpg







سال نو ، از آغوش مطهر خداوند فرا میرسد
وقلب من نیایش می کند:
خدایا! مرا متبرک کن
تا هر روز که در راه رسیدن به «تو» گام بر میدارم
با تحسین و حیرت
زیبائی را بجویم که همانا سرشت «تو»ست.
خدایا مرا برکت آن بخش
که هر روز وظیفه خویش را به انجام برسانم
به برادران و خواهرانم یاری برسانم
تا بار خود را در فراز و نشیب زندگی بر دوش کشند.
و هر روز نیایش کنم:
در آفتاب و باران بادا که خواست «تو» تحقق پذیرد.
آمین
 سبزه سال خرگوش 1390 سبزه فانتزی هفت سین
سال خرگوش سال خوبی برای همه ی دوستانم

        

نوشته شده در دوشنبه 1390/01/01ساعت 0:8 قبل از ظهر توسط پویــــــــا | |

سلام دوستان گلم از اینکه تو این چند روز یا بهتر بگم چند ماه تو این وبلاگم کمتر میام

بی دلیل نیست

من تو یه وبلاگ دیگه و با یه موضوع دیگه فعلا دارم فعالیت میکنم

و اگه خدا بخواد

و زنده موندیم

بعد از حل مشکلات باز هم ادامه این وبلاگ رو از سر میگیرم

نه این که این وبلاگ به طور کلی بسته بشه

و تمام وقتم رو توی اون وبلاگ باشم

نه !

امادوست دارم تخصصی تر کار کنم

و هر زمان که روی یه مسئله ای تمرکز دارم

رو مسئله ای دیگه ای وارد نشم

برای اینکه وبلاگ جدید و مو ضوع داغ این روزها رو دنبال کنید

میتونید به این ادرس سر بزنید و اونجا جدیدترین ها رو داشته باشید

به امید یک روز خوب برای هر ایرانی

پیروز و موفق و سر بلند باشید

پویــــــــــــــا افشار




http://saabzz.blogfa.com/



نوشته شده در شنبه 1389/12/14ساعت 2:56 بعد از ظهر توسط پویــــــــا | |

  
از خیال من برو...
غم دوری از چشات منو آخر میکشه
به خودم میگم میآی بیخودی دلم خوشه
بیخودی فکر میکنم یه روز از راه میرسی
دوباره میبینمت  توی اوج بی کسی
بیخودی منتظرت لب جاده میشینم
بیخودی هر ثانیه تو رو از دور میبینم
بیخودی دلم خوشه به دوباره دیدنت
ساعت رو کوک میکنم لحظه ی رسیددنت
بیخودی حروم میشن لحظه هام به پای تو
تو که دوسم نداری از خیال من برو
غم دوری از چشات دلم و میلرزونه
بی ستاره شدم و هیچکسی نمیدونه
Harrfedeel.blogfa.com
 
 
باورم نمیشه...
 
 
بدون از روزی که رفتی خیلی تلخ روزگارم
انگاری آخر دنیاست حالا که تو رو ندارم
 بگو دنبال کدوم ستاره رفتی و رفتن و بهونه کردی
بگو دل به حرفای کی دادی و رفتی و گله از زمونه کردی
مگه تو نمیگفتی فقط من مثل فانوس مثل نورم
بگو کی شده ستاره که من از تو  خیلی خیلی دورم
نه نشونی مونده از تو  نه یه رده پای ساده
که بخوام فاصله ها رو گم کنم تو خواب جاده
بگو چی شد این جدایی بین ما فاصله انداخت
باور نمیشه قلبم با یه دنیا عاشقی باخت
Harrfedeel.blogfa.com

 

چــــــــــــــرا .....

از این سخت تر نمیشه دوریه ما  شکسته تر نمیشه قلب خستم
نذار باورکنم توی نگاهت مث بازیچه ای ساده شکستم
کجایی، کجایی؟ کجایی، کجایی؟نذار تنها بمونم
نمیخوام، نمیخوام! نمیخوام ،نمیخوام! از این دوری بخونم
چرا چشمات رو بستی بریدی دل بریدی
چرا اشکای سردم رو ندیدی ندیدی
چرا ساده گذشتی گذشتی از من ما
چرا به این همه تلخی رسیدی رسیدی
Harrfedeel.blogfa.com

 

امشب میخوای بری بدون من
خیس چشای نیمه جون من
حرفات نمیشه باورم چیکار کنم خدایا
راحت داری میری که بشکنم
عشقم بذار نگات کنم یه کم
شاید با هم بمونه دستای ما
بجون تو دیگه نفس نمونده واسه ی من
نرو تو هم دیگه دلم رو نشکن
دلم جلو چشات داره میمیره
نگام نکن بذار دلم بمونه روی پاهاش
فقط یه ذره اخه مهربون باش
خدا اخه ببین چه جوری داره میره
اره تو راست میگی که بد شدم
ارووم میگی که جون به لب شدم
امشب بمون اگه بری چیزی درست نمیشه
ساده نمیشه بی خبر بری
عشقم بگو نمیشه بگذری از من
کنارمی همیشه تو رو خدا
ببین چه حالیم نگو که میری
دلم میخواد که دستم رو بگیری
نرو بدون تو شکنجه میشم
پیشم بمون دیگه چیزی نمیگم اخریشه
کسی  واسم شبیه تو نمیشه
 
 
 
حرف هايي كه نگُفتم
ُِ
نوشته شده در سه شنبه 1389/12/03ساعت 4:4 بعد از ظهر توسط پویــــــــا | |


Design By : Night Skin


کد آهنگ